۱۳۹۹/۰۲/۲۹
۴:۳۸ ب٫ظ

آرش فهیم، منتقد سینما در سومین نشست مجازی «فلسطین در هنر و ادبیات ایران» گفت: : سینمای ایران علاقه‌ای به موضوعات استراتژیک، راهبردی و حتی ملی ندارد و این یک بیماری است. نپرداختن به مسئله فلسطین در ده سال گذشته نیز برملا کننده این بیماری می‌باشد.

آرش فهیم در سومین نشست مجازی «فلسطین در هنر و ادبیات ایران»:

ده سال است که فیلمی درباره فلسطین ساخته نشده/ کم کاری موسسات و هنرمندان انقلابی

به گزارش الأمه:

سومین نشست مجازی «فلسطین در هنر و ادبیات ایران» شب گذشته با موضوع «سینمای ایران و مسئله فلسطین» با حضور آرش فهیم منتقد سینما و خبرنگار برگزار شد.

آرش فهیم در ابتدای نشست به بیان دلایل عدم توجه فیلمسازان به مسئله فلسطین در دهه اخیر پرداخت و گفت: اینکه از سوی فیلمسازان و عوامل سینما دغدغه‌ای برای پرداختن به موضوع فلسطین احساس نمی‌شود به ساختار ریل گذاری در سینمای ایران باز‌ می‌گردد. می‌توان این مسئله را در قانونی به اسم «معکوس بودن سوژه در سینمای ایران» خلاصه کرد. این بدان معناست که شما در اکثر کشورهای صاحب صنعت سینما در جهان مشاهده می‌کنید که سینماگران علاقه مند هستند که به مسائل روز کشور خود و جهان واکنش نشان بدهند و از سوی دیگر هر فیلمسازی که به این مسائل بپردازد مورد تحصین قرار می‌گیرد.

وی افزود: این مسئله در سینمای ایران برعکس است. نه تنها در موضوع فلسطین بلکه در هر موضوع ملی و بین‌المللی که مربوط به مسائل روز کشور است شاهد یک بایکوت هستیم این در حالی است که در دیگر کشورهای جهان سینما ابزاری برای ثبت واقعیات مثبت و منفی است اما در ایران این قانون معکوس است و حتی مسائلی مانند سیل و زلزله نیز مورد علاقه سینماگرایان نیست.

فهیم در ادامه زمینه تاریخی سینمای ایران را نیز در این امر دخیل دانست و خاطرنشان کرد: یکی از دلایل دیگر تاثیر زمینه تاریخی سینمای ایران بر احوالات امروز این ساختار است که با غور در تاریخ سینمای ایران متوجه می‌شوید که بنیان گذاران و اولین افرادی که سینماها را به وجود آوردند وابسته به کانون‌های صهیونیستی و فراماسونری بودند. این زمینه تاریخی سالها بر سینمای کشور حاکم بوده است و می‌تواند دلیلی بر این موضوع باشد.

این منتقد سینما در ادامه مبحث خود با اشاره به عدم مدیریت در 20 سال اخیر سینمای ایران اشاره و تاکید کرد: شاکله سینمای ایران از اواخر دهه 70 به سمتی رفت که سینمای ما را در چند موضوع و ژانر خاص محدود کرد. از این قبیل موضوعات می‌توان به فیلم‌های اجتماعی جشنواره پسند و کمدی‌های مبتذل و سطحی اشاره کرد.

وی افزود: از دولت نمی‌شود توقعی در این زمینه داشت زیرا مدیریت تاثیرگذاری بر سینما ندارد و سینمای ایران امروز در دست سلبریتی‌ها، بنگاه‌ها و گروه‌های خاص می‌باشد و می‌توان گفت که سینمای ایران به نوعی اشغال شده است.

فهیم با بیان اینکه سینمای ایران علاقه‌ای به موضوعات استراتژیک، راهبردی و حتی ملی ندارد و این یک بیماری است، تاکید کرد: نپرداختن به مسئله فلسطین در ده سال گذشته نیز برملا کننده این بیماری ست.

او با اشاره به کم کاری فیلمسازان متعهد و انقلابی و موسساتی چون سازمان اوج، روایت فتح و حوزه هنری در این باره نیز گفت: فیلمسازان متعهد و دلسوزی در کشور داریم که پرداختن به مسئله فلسطین جزو دغدغه‌های آنان نبوده است و در همین موضوع اشکالی بر فعالیت‌های فرهنگی و هنری از سوی هنرمندان انقلابی وجود دارد و آن این است که وقتی یک مسئله جدید مطرح می‌شود، مسائل گذشته را فراموش می‌کنند.

فهیم ادامه داد: برای مثال هنگامی که جنگ تحمیلی رخ می‌دهد هنرمندان و نویسندگان پرداختن به موضوع انقلاب اسلامی را فراموش می‌کنند و بر دفاع مقدس متمرکز می‌شوند. در خصوص مسئله فلسطین نیز همین قضیه حاکم است. هنگامی که ماجرای سوریه و مدافعان حرم پیش آمد مسئله فلسطین به فراموشی سپرده شد.

این خبرنگار حوزه سینما، فضای فرهنگی کشور را نیز در این موضوع مقصر دانست و اظهار داشت: یکی دیگر از دلایل عدم ساخت فیلم با موضوع فلسطین در دهه گذشته نپرداختن فضای فرهنگی کشور در رسانه و ادبیات به موضوع فلسطین است و یکی از اقداماتی که دولت و صدا و سیما می‌توانند برای ترغیب فیلمسازان به سمت مسئله فلسطین انجام بدهند، ایجاد ساختار و کارزاری برای آشنایی فیلمساز با ماجرای فلسطین است.

وی افزود: ساخت فیلم «سونامی» توسط میلاد صدرعاملی گواهی بر این مدعاست. این فیلم با موضوع عدم مبارزه ورزشکاران ایرانی در مقابل رژیم صهیونیستی ساخته شده است اما محتوای این فیلم با منافع ملی و گفتمان کشورمان در تضاد است و تصویری غیر انسانی و منفی از این اتفاق را برای مخاطبان خود منعکس می‌کند و دلیل این اتفاق به همین موضوع برمی‌گردد که خوراک فرهنگی لازم و زمینه‌ای که به شناخت بهتری در موضوع فلسطین و رژیم صهیونیستی برای فیلمسازان منجر شود همچنان فراهم نشده است.

آرش فهیم با اشاره به تاثیر آثار هنری در مانایی جنبش‌ها گفت: هر جنبش و انقلابی برای حمایت از خودش بایستی بتواند گفتمان خود را در قالب آثار هنری ارائه بدهد؛ برای مثال در انقلاب شوروی تا زمانی که یکسری فیلم‌ساز و نویسنده آثار خوب تولید می‌کردند انقلاب آنها نیز به پیش می‌رفت اما هم‌زمان با افول آثار هنری در این کشور شاهد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بودیم.

این منتقد سینما اضافه کرد: جبهه مقاومت و جنبش‌های مبارزه با رژیم صهیونیستی نیز برای اثبات حقانیت خود و ادامه این مسیر بایستی ماهیت خود را در قالب آثار هنری نشان دهند.

وی کار مشترک سینمایی مابین ایران و کشورهای منطقه در حوزه فلسطین را یک پتانسیل دانست و اظهار کرد: فیلم‌های معدودی که تاکنون به صورت مشترک ساخته شده است بیشتر برای مخاطب عرب زبان مناسب است و برای ذوق و سلیقه ایرانی فکردی نشده است. در کنار تولید مشترک بایستی به سمت مضامین مشترک برویم؛ برای مثال می‌توان به فیلم «ابوزینب» اشاره کرد که یک اثر سینمایی مشترک ما بین ایران و لبنان بود که در ایران موفق نشد اما بازتاب‌هایی در لبنان داشت.

فهیم در پاسخ به این مدعا که عده‌ای از فیلمسازان مباحث مالی را زمینه‌ساز نپرداختن به موضوع فلسطین می‌دانند، گفت: فیلمسازان متعهد و انقلابی اغلب دچار مشکل عدم حمایت دولتی هستند. هنرمندانی که دغدغه دارند نباید در گیر و دار این مسئله قرار بگیرند و می‌توانند حتی با دوربین تلفن همراه خودشان استعداد خود را نشان دهند.

وی افزود: از منظر دیگر می‌توان فیلم‌های کم خرج و آپارتمانی با موضوع مسئله فلسطین ساخت چه اینکه بسیاری از فیلم‌های مطرح جهان در سالهای اخیر جزو آثار کم خرج محسوب می‌شوند که با بودجه محدود ساخته شده‌اند.

این خبرنگار حوزه سینما در پایان نشست با اشاره به فیلم سینمایی «بازمانده» اثر سیف الله داد پرداخت و آن را نزدیک به ذائقه مخاطب ایرانی دانست و گفت: این فیلم در دوران طلایی تاریخ سینمای ایران ساخته شد. در آن دوران این گونه موضوعات بیشتر مورد توجه فیلمسازان بود و یکی از عوامل موفقیت این اثر جو اجتماعی و فضایی بود که بر سینمای آن دوره احاطه داشت.

وی خاطرنشان کرد: با آن که می‌شود این فیلم را جزو موضوعات سیاسی دانست اما در زمینه یک فیلم ملودرام و نزدیک به ذائقه مخاطب ایرانی و همچنین بین المللی ساخته شد. در این فیلم شاهد تاثیر گذاری عاطفی بر مخاطب هستیم که خود دلیلی بر درگیری بیننده با سوژه است و باعث می‌شود مفاهیم اجتماعی و سیاسی مستتر در فیلم را به مخاطب خود القا کند.