به گزارش الأمه:
«محمد اکرم ابراهیمی» با نام جهادی «رئوف» یکی از فرماندهان لشکر فاطمیون بود که سال گذشته در سوریه به شهادت رسید. رئوف جانشین تیپ امام رضا(ع) از لشکر فاطمیون که از چند سال پیش به فاطمیون پیوسته و برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) راهی سوریه شده بود. رئوف، جهاد در راه خدا را از سپاه محمد(ص) در افغانستان آغاز کرده بود و تجربه حضور در میادین مبارزه را از افغانستان داشت. او سال 75 به سپاه محمد(ص) پیوست.
تخصص در کار تخریب از مهارتهایی بود که او در آموزشهای نظامیاش در سپاه محمد(ص) آموخت. تا جایی که مدتی این مهارت را به رزمندگان تازه کار آموزش میداد. همانجا هم بود که با سید حکیم آشنا شد و دوستیاش با او ادامه پیدا کرد و تا شهادت ادامه داشت. رئوف بعداً به دعوت ابوحامد و سید حکیم وارد فاطمیون شد و حضور فعالی در این لشکر داشت تا نهایتاً سال گذشته در آذرماه 96 توسط تروریستهای تکفیری در پاکسازی شهر البوکمال در استان دیرالزور سوریه به شهادت رسید. سالروز شهادت این فرمانده خاکی فاطمیون بهانهای برای مرور آن چیزهایی است که از یک زندگی سرتاسر جهادگونهاش روایت شده است:
مانند اسم جهادیاش واقعا رئوف بود
غلامعلی فصیحی همرزم این شهید و از اعضای لشکر فاطمیون در گفتگو با تسنیم با اشاره به خصوصیات اخلاقی و شخصیتی این شهید میگوید: رئوف خیلی آدم مطمئن، استوار و در جبهه و جنگ مرد محکمی بود. همانطور که اسم جهادیاش رئوف است، در مواقع خاص هم واقعا رئوف بود. یعنی با نیروهایش با مهربانی و عطوفت برخورد میکرد. چند مرحله در عملیاتهای مختلف جان بچههای فاطمیون را با مدیریت و درایت خودش نجات داد. هوش نظامی خوبی داشت. واقعا در عملیاتهایی که شرکت میکرد، همیشه موفقیت آمیز عمل میکرد. یکی دو سال اولی که فاطمیون تشکیل شده بود، رئوف به منطقه نیامد و در عقبه کار حضور داشت. ولی بعد از آنکه به منطقه آمد، خیلی زود در یگانهای زرهی و ادوات کار کرد. این اواخر هم جانشین تیپ امام رضا(ع) در منطقه تدمر بود و در منطقه بوکمال هم به شهادت رسد.
طاهره قنبری، همسر رئوف نیز در گفتگو با تسنیم، از ماجرای آشنایی و ازدواجش با شهید چنین میگوید: دوست دایی من بود که در سپاه محمد(ص) با او دوست شده بود. ما رفته بودیم مشهد. رفتم خانه داییم. حاج رئوف را دیده بودیم. موضوع خواستگاری را به پدرم گفت. پدرم گفت: «هرچه قسمت باشد. بگذارید فکرهایم را بکنم بعد خبر میدهم.» پدرم هم به من گفت: «دخترم هرچه خودت صلاح میدانی همان را بگو. اگر بچه خوبی باشد. این ازدواج منعی ندارد.» دایی من آمد و گفت: «میخواهند رسماً بیایند خواستگاری.» و اینگونه ازدواجمان سر گرفت. در تهران ازدواج کردیم و هشت سال این زندگی مشترک ادامه پیدا کرد.

اولین جلسه هیأت فاطمیون در خانه ما برگزار شد
همسر شهید حاج رئوف هسته اولیه فاطمیون را به خوبی میشناسد و جلسات اولیه و خاطره انگیز این بچهها را به خاطر دارد و در این باره میگوید: هیأت دعای ندبه در روزهای جمعه که به نوبت خانه هر کدام از بچه ها برگزار میشد، را راه انداختند. و در این دورهمیها درباره این اتفاقات سوریه هم صحبت میکردند. اولین جلسه هیأت فاطمیون در خانه ما برگزار شد. حاج توسلی، سید حکیم، فاتح و همه بچههای قدیم سپاه محمد(ص) بودند. از سوریه میگفتند و اینکه اگر ما نرویم و دفاع نکنیم، چه بلایی سر حرم اهل بیت(ع) میآید؟ و تکلیف آینده سوریه چه میشود؟ حاج رئوف با همه اینها دوست بود. ما با هم رفت و آمدهای خانوادگی هم داشتیم و مدت طولانی این دوستی و آشناییها بین افراد ادامه داشت.حاج رئوف هم آمد مشورت کرد و گفت: «میخواهم بروم سوریه.» من هم به خاطر بی بی زینب(س) و اهل بیت(س) گفتم: «باشد عیبی ندارد؛ برو.»
[video width="264" height="148" mp4="http://alummah.ir/wp-content/uploads/2018/12/7fdd259137a9a25198c536d1f5ea84b08989697-144p__42540.mp4"][/video]
همسر شهید محمد اکرم ابراهیمی معتقد است رفتن او به سوریه برای خانواده حل شده بود. اما گاهی دلتنگی هم سراغشان میآمد و در این باره میگوید: یکبار به او گفتم: «من را میخواهی با زینب تنها بگذاری؟ ما چه کنیم؟» گفت: «زینب خدایی دارد.» زینب را خیلی دوست داشت. قبل از اینکه دنیا بیاید، میگفت: «اگر پسر شد اسمش را میگذاریم امیرحسین و اگر دختر شد میگذاریم زینب.» اسم زینب را خیلی دوست داشت. گاهی به او میگفتم: «کمی پیش ما بمان.» میگفت: «من اینجا بنشینم و بچهها در سوریه دست تنها باشند؟» اربعین با هم رفتیم کربلا. چند شب بعد از اینکه آمدیم، ساعت دو نیمه شب خواب دید. وقتی بیدار شد من را صدا کرد و گفت: «خواب دیدم شهید شدهام.» گفتم: «خوش به حالت. شهادت لیاقت میخواهد.»

او از آخرین سفارش همسر شهیدش پیش از عزیمت به سوریه چنین میگوید: موقع رفتن گفت: «خانم! اگر من رفتم و شهید شدم مواظب بچهها باش. بچههایمان را طوری بار بیاور که راه پدرشان را ادامه دهند.» من هم همه تلاشم را میکنم بچهها را طوری تربیت کنم که مثل خود حاج رئوف شوند. او فدایی بی بی زینب(س) شد. من او را به حضرت زینب(س) سپردم.
از کودکی اشتیاق جهاد داشتم
شهید محمد اکرم ابراهیمی یک سال پیش از شهادتش در گفتگو با تسنیم از آشناییاش با زندگی جهادی در ایران و افغانستان اینگونه روایت کرد: در دوران کودکی، پدر من که خودش در جنگهای افغانستان شرکت میکرد و مجاهد بود، با من صحبت کرده و خاطراتش را تعریف میکرد. من هم از کودکی اشتیاق داشتم که در این عرصهها حضور داشته باشم. تا این که روزی یکی به ما گفت مجموعهای هست که آموزش نظامی میدهد و بنای تشکیل سپاه محمد(ص) را برایمان تعریف کرد. از همان آموزش ما وارد تشکیلات سپاه حضرت محمد(ص) شدیم.
همانجا فهمیدیم وظیفه انسان تنها این نیست که متولد شود، بزرگ شود و تشکیل خانواده دهد و در نهایت از دنیا برود. وظیفه انسان این است که اول خود را بشناسد، با شناخت خود، خدا را بشناسد، اعتقاد و ایمان کامل به شناختها داشته باشد، حد و حدود الهی را بشناسد. به حد و کمال انسانیت برسد. به خدا نزدیکتر و خلیفه الله شود. و بعد باید در مقابل کسانی که بر ضد حدود الهی فعالیت میکنند، بایستد. گفتیم باید در میان این رزمندگان حضور داشته باشیم. در درسهای عقیدتی و احکام و عقاید که برای ما تدریس میشد، هدف پیدا شد.
فکر میکنم هدف کلی سپاه محمد(ص) هم همین بود که یک عده نیروی مجاهد و مخلص کنار هم جمع شوند و در مواقع ضروری در عرصه حضور پیدا کنند. الان هم فکر میکنم که فاطمیون تکمیل شده همان نهادهای گذشته ای مثل سپاه محمد(ص) و یگان ابوذر است که روزهایی در جبهههای جنگ ایران حضور داشتند و توسط رزمندگان افغانستانی به صورت خودجوش تشکیل شده بود تا به نیروهای ایران در برابر نیروهای صدام کمک کند. سپاه محمد(ص) در مقابل طالبان میجنگید.»

شیفته سید حکیم شدم
سال 75 وارد سپاه محمد شدم، اما بعد از مدتی به دلیل مشکلات خانوادگی از تشکیلات سپاه محمد(ص) جدا شده بودم و دوباره در سال 1377 به تشکیلات پیوستم. چون از قبل آموزش تخریب دیده بودم، دوباره به همان واحد تخریب رفتم. در آن زمان یک تعداد از بچهها را برای آموزش برده بودند تا یگان تخریب منسجم شود؛ این افراد جدید برای دورههای اولیه آموزشی آورده شده بودند. مسئولین با توجه به شناختی که از من داشتند به من گفتند دوره تخریب را شما باید تدریس کنید.
من شروع کردم و مراحل اولیه و اصطلاحات را برایشان گفتم تا به بخش شناخت مواد منفجره رسیدیم. مواد منفجره را آورده و مشخصات مواد را گفتم. سپس رسیدم به مواد منفجره سیفور؛ این مواد یکی از خصوصیاتش این است که سمی نیست و گاهی میتوان شبیه آدامس آن را جوید. من آن را در دهان گذاشتم و همانگونه که میجویدم و صحبت میکردم ناگهان قورتش دادم. منتها چون این مواد کنار تیانتی قرار گرفته بود، مسموم شده بود و من را به طرز بدی مسموم کرد که دست و سرم سیاه شد. به بهداری رفتم اما کسی خبر نداشت که کجا هستم. از مسیر بهداری که میآمدم، نزدیکیهای آسایشگاه، سیدحکیم مرا دید و با بغض گفت کجا بودی؟ من همه جا را دنبال تو گشتم. چرا خبر ندادی که بهداری میروی؟ زمانیکه من این مهربانی و رفتار را از سید حکیم دیدم شیفته او شدم. سالها با او دوست بودم تا جاییکه با هم صیغه اخوت خواندیم.

دخترم 12 روزه بود که به سوریه رفتم
سید حکیم یکی از اعضای واحد تخریب بود. همه آنجا در کنار هم بودیم و کسی آنجا مسئولیت خاصی نداشت. در یک سطح بودیم. سال 1378 باهم داخل افغانستان بودیم تا 1380 که طالبان سقوط کرد و اکثر بچههای سپاه محمد(ص) برگشتند. آنجا بیشتر در خط مبارزه با طالبان بودیم. شهری به نام طالقان در استان تخار، منطقهای داشت به نام تپه سوخته، من و سید حکیم برای اولین بار آنجا در کنار هم عملیات کردیم.سال 91 بود که شهید ابوحامد با من تماس گرفت و گفت: «باید برویم.» گفتم: «کجا؟» گفت: «سوریه» و سپس شرایطی را گفت و من گفتم: «اگر بخواهی شرایط بگذاری که دیگر جهاد نمیشود.» حدود یک ساعت با هم گفتگو کردیم. من قبول نکردم. او گفت: «من و تو اینگونه به نتیجه نمیرسیم.»
بعد از حدود یک ماه سید حکیم آمد با من صحبت کرد و گفت:«میخواهم به سوریه بروم» من چون مشکلاتی در خانوادهام داشتم نتوانستم بروم. سیدحکیم رفت و من طاقت نمیآوردم. من راضی بودم. دلیل نرفتنم بیشتر خانه و خانوادهام بودند. مدتی گذشت و فرزندم که به دنیا آمد خیالم راحت شد. دخترم 12 روزه بود که به سوریه رفتم. وقتی دخترم به دنیا آمد، سید حکیم تازه از سوریه آمده بود. به سید حکیم گفتم: «سید، من دیگر طاقت نمیآورم، باید بیایم.» به هر حال من هم بار دیگر همرزم بچهها شدم.
[video width="264" height="148" mp4="http://alummah.ir/wp-content/uploads/2018/12/268753b9b9ff3391485c69ea4ca5dab89058395-144p__95900.mp4"][/video]
منبع: تسنیم
|
به گزارش الأمه: این دیدار که با حضور معاونین و مشاورین این مرکز پژوهشی و دکتر نفیسی رئیس دانشکده پزشکی،دکتر نیکبخت رئیس دانشکده پرستاری،دکتر سادات ابراهیمی رئیس دانشکده داروسازی،دکتر اکبری ساری رئیس دانشکده بهداشت ، دکتر نوروزی مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و نماینده رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بغداد برگزار گردید زمینه های همکاری دانتشگاه علوم پزشکی تهران با آستان مقدس امام حسین (ع) در زمینه آموزش رشته های پرشکی،برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت ویژه پزشکان و پرستاران شاغل در بیمارستان های وابسته به آستان و افتتاح شعبه دانشگاه علوم پزشکی تهران با همکاری آستان مقدس حسینی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. دکتر نفیسی با اشاره به اشتراکات فرهنگی و دینی میان دو ملت بیان داشت: دانشگاه علوم پزشکی تهران تمایل دارد تا همکاری بیشتری با عراق به شکل تاسیس شعبه دانشگاه علوم پزشکی تهران داشته باشد. حوزه دیگری که برای همکاری میان دو طرف وجود دارد برگزاری دوره های کوتاه مدت اموزشی برای توانمندسازی پزشکان عراقی در حوزه های مختلف پزشکی و درمانی خواهد بود. زمینه دیگری که برای همکاری وجود دارد موضوع درمان بیماران عراقی است و در این بعد باید ساختار مشخصی میان طرفین ایجاد شود تا خدمات درمانی که در حال حاضر در عراق امکان ارائه آن وجود ندارد در جمهوری اسلامی ایران به این بیماران ارائه شود. دکتر نیکبخت رئیس دانشکده پرستاری نیز با اشارهبه آمادگی این دانشگاه برای جذب پرستاران عراقی بیان داشت:دانشکده پرستاری آمادگی دارد در راستای توانمند سازی پرستاران عراقی در سال 2019 با همکاری آستان حسینی به صورت مشترک دوره کارشناسی ارشد رشته پرستاری را در تهران و کربلا برگزار نماید. دکتر اکبری ساری نیز با اشاره به ظرفیت های موجود در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران بیان داشت: با توجه به شرایط عراق، آموزش در رشته های بهداشتی از اولویت های کشور عراق بوده و ما بر اساس نیاز های عراق آمادگی همکاری داریم. برگزاری دوره های آموزشی کوتاه مدت ، برگزاری دوره های مدیریت بیمارستان و ... یکی از حوزه هایی است که می تواند مورد توجه طرفین باشد. دانشکده بهداشت آمادگی دارد در حیطه های مختلف نیازسنجی بهداشتی جامعه در عراق پروژه های مشترک پژوهشی اجرا کند. در ادامه هیات دانشگاه علوم پزشکی تهران با حجت الاسلام و المسلمین شیخ عبدالمهدی کربلایی متولی شرعی آستان مقدس امام حسین(ع) دیدار و گفتگو کردند. هیات دانشگاه علوم پزشکی تهران در راستای افزایش همکاری خود با آستان حسینی از بیمارستان حضرت زین العابدین ع و بیمارستان شیخ احمد الوائلی وابسته به آستان بازدید و زمینه های همکاری در حوزه های درمانی و آموزشی را بررسی کردند.
منبع: رایزنی فرهنگی ایران_بغداد |
به گزارش الأمه:
شهر باستانی پالمیرا (تدمر) با قدمت دو هزار سال در سوریه قرار دارد. تروریستهای داعش معبد 2000ساله «بعل شامین» و «معبد بل» را تخریب و «طاق نصرت» این شهر را که قدمت آن به سال 200 بعد از میلاد میرسید، منفجر کردند. داعشیها بسیاری از آثار تاریخی را به قاچاقچیان فروختند. "آمفیتئاتر رومی" یکی از معروفترین نقاطی است که تروریستهای داعش در اشغال پالمیرا از آمفیتئاتر این شهر باستانی برای اعدامهای عمومی استفاده میکردند و خالد الاسعد، باستانشناس و رئیس آثار باستانی پالمیرا را کشتند. همه اهمیت تدمر به باستانی بودن آن نیست و دسترسیاش به مناطق مختلف سوریه از یک سو و میزان ذخایر گازی و نفتی موجود در آن از سوی دیگر بر اهمیت دوچندان این شهر افزوده است، اهمیتی که گروههای تروریستی تکفیری حاضر در سوریه بهخوبی بر آن واقف بودند و از همان روزهای اول حضور در سوریه بهدنبال تصرف این شهر برآمدند.
اردیبهشت 1394 بود که مراکز اعلامی و تبلیغاتی داعش اعلام کردند، پالمیرا بهدست عناصر این گروه تروریستی سقوط کرده است. داعش با حضور در این شهر علاوه بر توحش در رویارویی با آثار باستانی، توانست مواضع خود را برای رسیدن به دمشق و اطراف آن مستحکم ساخته و از منابع مالی حاصل از درآمدهای نفتی و گازی آن بهره جست. حالا دیگر آزادسازی تدمر و مناطق اطراف آن برای رزمندگان محور مقاومت به بحثی کلیدی تبدیل شده بود تا آنچه در توان دارند بگذارند و هرچه میتوانند تروریستهای تکفیری را از شعاع اطراف حرم حضرت زینب(س) دور کنند.
یک سال بعد و در اردیبهشت 1395 رزمندگان فاطمیون وارد عرصه نبرد پالمیرا شدند و توانستند کنار رزمندگان مقاومت این شهر را بهطور کامل آزاد کنند. خبر آزادسازی «حلب» همه جهان اسلام و محور مقاومت را غرق شادی کرد اما داعش از این فضای ایجادشده استفاده کرد و در هوای مهآلود آن روزهای تدمر، بار دیگر تدمر را اشغال کرد. نیروهای ویژه فاطمیون در قالب تیپ حضرت ابوالفضل عباس(ع) بار دیگر عازم نبرد تدمر شدند و پس از نزدیک به 4 ماه نبرد سخت و جانانه در نهایت وارد شهر تدمر شده و این شهر را بار دیگر از چنگال تروریستهای تکفیری داعش خارج کردند.
امید داعش در تدمر چه بود و چگونه توسط رزمندگان فاطمیون از بین رفت؟ فرو رفتن ماشین انتحاری تروریستهای داعش در گِل و انهدام آن توسط رزمندگان فاطمیون یکی از صحنههای حماسی نبرد مقاومت با تروریستهای تکفیری در شهر پالمیراست. فیلم این ماجرا که برگرفته از مستند نبرد پالمیرا است در ادامه قابل مشاهده است:
[video width="264" height="148" mp4="http://alummah.ir/wp-content/uploads/2018/12/b38d0559987d837d2808b9d568a089ed12898745-144p__98592.mp4"][/video]
[post_title] => روایت انهدام ماشین انتحاری داعش توسط رزمندگان فاطمیون + فیلم [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d8%b1-2 [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 13:09:04 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 09:39:04 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10237 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) [3] => WP_Post Object ( [ID] => 10230 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-11 12:59:31 [post_date_gmt] => 2018-12-11 09:29:31 [post_content] =>به گزارش الأمه:
در ابتدای این نشست حضرت آیت ا... حسینی نماینده مقام معظم رهبری در عراق ضمن برشمردن صفات مومنان بر اساس روایتی از امام صادق (ع) به اهمیت ایجاد ارتباط با دیگر مسلمانان پرداخت .
ایشان در ادامه افزود همایشی با نام « ملتقی الفکر الاسلامی »در دانشگاه نهرین بغداد برگزار کردیم که موسسات و گروه های مختلف شیعه و سنی در این همایش دخیل بودند و مقالات بسیاری برای این همایش با محوریت گسترش همکاری و همدلی بین ادیان و مذاهب از کشورهای مختلف اسلامی ارسال و برگزیده شد .
سپس آقای مسجدی سفیر ج.ا.ایران در عراق ضمن برشمردن برخی از رخدادها در فضاهای سیاسی و امنیتی کشور عراق افزود تلاش و سعی مجدانه تمامی ما برای توسعه همکاری ها بین دو کشور دوست و همسایه که سابقه طولانی در اشتراکات فرهنگی و دینی و مذهبی دارند لازم است .
سفیر کشورمان در عراق در ادامه با اشاره به سفر رییس جمهور عراق به جمهوری اسلامی ایران و دیدار وی با مقام معظم رهبری گفت : در دیدار صورت گرفته مقام معظم رهبری تاکید فرمودند تا همکاری ها و روابط بین دو کشور ایران و عراق نسبت به گذشته افزایش یابد و معظم ا... با اشاره ویژه به زیارت اربعین و حضور زائرین ایرانی و دیگر کشورها در عراق جهت شرکت در این حرکت عظیم و بی نظیر بین المللی جهان اسلام از میزبانی مردم و مسوولین عراقی قدردانی نموند.
در ادامه این نشست آقای اباذری رایزن فرهنگی کشورمان و دبیر کمیسیون فرهنگی دستگاه ها نهادهای فرهنگی ایرانی حاضر در عراق گزارشی از فعالیت های فرهنگی صورت گرفته در عراق ارائه کردند .
وی مهمترین رخداد بزرگ فرهنگی و مذهبی که بین دو کشور در طی سال های اخیر شکل گرفته است را زیارت اربعین دانست و بحمد ا.. دو کشور تلاش فراوانی در هر چه بهتر برگزار شدن این رخداد بزرگ دینی – مذهبی و فرهنگی دارند .
رایزن فرهنگی کشورمان در بغداد افزود فرموده مقام معظم رهبری در توسعه روابط بین دو کشور باید سرلوحه فعالیت های تمامی دستگاه ها و نهادها قرار گیرد چرا که دو کشور ایران و عراق علاوه بر همکاری های اقتصادی و سیاسی اشتراکات فرهنگی فراوانی باهم دارند و نقش سازنده و مثبت مسوولین نهادهای فعال ایرانی در عراق پل ارتباطی برای توسعه روابط دو کشور است .
شایان ذکر است در این نشست مسئول بعثه مقام معظم رهبری ، سرکنسول ج.ا.ایران در نجف ، نماینده اتحادیه رادیو تلویزون های اسلامی ، مسوولین دفاتر بعثه مقام معظم رهبری در نجف اشرف کاظمین ، نماینده ستاد بازسازی عتبات عالیات ، معاون جامعه المصطفی ، مسوول صداو سیما ج.ا.ایران در عراق و مسوول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی و نماینده فرهنگی ایران در بسیج مردمی عراق حضور داشتند و هر کدام از مسئولین به طرح دیدگاه ها و نظرات خود پرداختند.
منبع: رایزنی فرهنگی ایران_بغداد
[post_title] => نشست مسوولین فرهنگی ج.ا.ایران در عراق [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b3%d9%88%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%ac-%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82 [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 12:57:08 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 09:27:08 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10227 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) [5] => WP_Post Object ( [ID] => 10224 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-11 12:54:25 [post_date_gmt] => 2018-12-11 09:24:25 [post_content] =>به گزارش الأمه:
هیات دانشگاه صلاح الدین اربیل در طول مدت اقامت خود در کشورمان از دانشگاههای تبریز،ارومیه و شعبه دانشگاه الزهراء در ارومیه بازدید به عمل آورد.
در خلال سفر هیات دانشگاه صلاح الدین به جمهوری اسلامی ایران 2 تفاهم نامه همکاری میان این دانشگاه و دانشگاههای تبریز و ارومیه منعقد شد. راه اندازی دانشکده دامپزشکی در دانشگاه صلاح الدین با همکاری دانشگاه ارومیه، برگزاری همایشی با عنوان علم و دین در عصر معاصر،راه اندازی مقاطع تحصیلات تکمیلی در رشته زبان فارسی بخشی از موضوعاتی بود که در راستای گسترش همکاری ها مورد توافق طرفین قرار گرفت.
شایان ذکر است دانشگاه صلاح الدین اربیل از جمله دانشگاههای مادر در اقلیم کردستان عراق به شمار می رود. این دانشگاه در سال ۱۹۶۸ در شهر سلیمانیه عراق تأسیس شد. در سال ۱۹۸۱ به شهر اربیل منتقل و به دانشگاه صلاح الدین تغییر نام داد. در ابتدا این دانشگاه شامل هفت دانشکده؛ علوم، کشاورزی، مهندسی، اداره و اقتصاد، ادبیات، آموزش و پرورش و پزشکی بود که در سال های اخیر این تعداد به نزدیک 20 دانشکده رسیده است.
منبع: رایزنی فرهنگی ایران_بغداد
[post_title] => گسترش همکاری های علمی دانشگاه صلاح الدین اربیل با دانشگاههای ایرانی [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad-%d8%a7%d9%84%d8%af [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 12:54:25 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 09:24:25 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10224 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) [6] => WP_Post Object ( [ID] => 10221 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-11 12:50:10 [post_date_gmt] => 2018-12-11 09:20:10 [post_content] =>به گزارش الأمه:
در حالی که تلاش های دولت هند برای افزایش تنش های مذهبی در این کشور در آستانه انتخابات عمومی،افزایش پیدا کرده،تعدادی از رهبران مسلمان و هندو در نشست بین المللی «ریشیکش» برای تحکیم همکاری های میان مذهبی شرکت کردند.
این نشست برای نمایش هارمونی و وحدت میان مذهبی در دوران افزایش تنش های مذهبی در هند و در سراسر جهان،برگزار شد.
رهبران مذهبی تجربه هایشان را با هم در میان گذاشتند،در مورد چالش ها و راه حل های احتمالی با هم بحث و گفتگو کردند.
یکی از نتایج عملی این همایش ،برگزاری کارگاه آموزشی است که در آن رهبران مذهبی و جوانان از موسسه های مذهبی آموزش می بینند تا قهرمانان جوامع صلح آمیز باشند.
«سوامی ساراواتی»،ازبرگزارکنندگان این همایش در این باره گفت:هند سرزمین صلح است و دارای تاریخ طولانی دموکراسی است که خود را میزبان پیروان همه ادیان و مهاجران می داند.»
وی افزود: « از نظر من،اتحاد میان ادیانی وقتی است که ما وارد ایمان مشترک به انسانیت خود شویم و به عقاید هم احترام بگذاریم.»
تاکید رهبان هندو و مسلمان به اتحاد میان مذهبی در حالی است که دولت کنونی هند ،افزایش تنش های مذهبی را برای بهره برداری های سیاسی خود در دستور کار قرار داده است.
از زمانی که «نارندا مودی» و حزب متبوع او به نام « بهاراتیا جاناتا» قدرت را در سال 2014 به دست گرفتند،زندگی برای مسلمانان هند به مراتب سخت تر شده است.
دولت مودی هندوها را تشویق به مقابله با مسلمانان می کند و به همین دلیل است که کشتار مسلمانان توسط هندوها از زمان روی کار آمدن نسخت وزیر کنونی هند،افزایش پیدا کرده است.
هندوها 966 میلیون یا 80 درصد و مسلمانان 172 میلیون یا 14 درصد از کل جمعیت 1.2 میلیاردی هند را تشکیل می دهند.
منبع: شبستان
[post_title] => همایش «میان مذهبی» برای مقابله با «تنش های مذهبی» در هند [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%86%d8%b4 [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 12:50:10 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 09:20:10 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10221 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) [7] => WP_Post Object ( [ID] => 10217 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-11 12:47:20 [post_date_gmt] => 2018-12-11 09:17:20 [post_content] =>به گزارش الأمه:
یک زن مسلمان نیجریه ای در شهر کادونا در یک جشن کریسمس در حرکتی به منظور ترویج فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز، اقدام به اهدای غذاهای بسته بندی و دیگر محصولات خوراکی به زن های بیوه مسیحی کرد. در این حرکت بیش از 200 بیوه مسیحی فقیر در سرتاسر کادونا و ایالت های شمالی کمک رسانی می شوند.
حاجیه رحمت التیجانی، بانوی فعال مدنی مسلمان کمک های اهدایی خود را به کلیسای انجیلی مسیح و وزارت مداخله زندگی در شهر کادونا توزیع کرد. وی گفته قصد دارد به دیگر کلیساها در شهر و ایالات مجاور نیز کمک هایی ارسال کند.
حاجیه در مصاحبه درباره هدفش از این اقدام گفت: قصد ما تقویت همزیستی مسالمت آمیز در میان سازمان ها و نهادهای مذهبی مختلف در کشور بود. این حرکتی در راستای تقویت مدارا، بخشش، عشق و درک متقابل دینی میان مسلمانان و مسیحیان می باشد. تا در نهایت قادر باشیم تمامی بحران های سیاسی، قومیتی، مذهبی را به اشکال مختلف ریشه کن سازییم و صلح و ثبات را به جای آن در بخش شمالی نیجریه جایگزین سازیم.
وی افزود: کشتن یکدیگر جهاد نیست و دلیل حمایت از بیوه های مسیحی این است که بتوانند این فصل را با شادی و خوشی جشن بگیرند.
تیجانی که سفیر صلح در شمال نیجریه می باشد در ادامه گفت: ما می خواهیم مصائب زندگی را برای بسیاری از بیوه ها و سالمندان در این فصل کم کنیم.
منبع: ایکنا
[post_title] => بانوی مسلمان نیجریهای به بیوههای مسیحی کمک رسانی میکند [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%db%8c%d8%ac%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%88%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85 [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 12:47:20 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 09:17:20 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10217 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) [8] => WP_Post Object ( [ID] => 10214 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-11 12:28:46 [post_date_gmt] => 2018-12-11 08:58:46 [post_content] =>به گزارش الأمه:
احمد مدقق، نویسنده مهاجر افغانستانی است که همه او را با رمان «آوازهای روسی» میشناسند. این نویسنده در یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد که شنبه 17 آذر در کتابخانه ملی برگزار شد، تجلیل شد. اخیراً آژانس ادبی پل حق رایت این کتاب را به انتشارات آتوپیای صربستان واگذار کرده و قرار است ناشر صرب این کتاب را برای سال آینده منتشر کند.
«آوازهای روسی»، در افغانستان و دوران مبارزات گروههای مختلف مردمی علیه شوروی میگذرد. در این میان، جوانی متمول و دانشجوی افغانستانی میکوشد تا هم از جنگ و هم از خانواده خود دور بماند و مشغول درس خواندن و علایق خویش از جمله هنر باشد، اما روند حوادث باعث میشود تا پای او که از قضا عاشق دختری است به جنگ باز شود.
احمد مدقق، متولد 1364، هنرجوی دوره دوم مدرسه رمان شهرستان ادب، نویسنده جوان اهل افغانستان است.
منبع: تسنیم
[post_title] => «آوازهای روسی» احمد مدقق به گوش صربها رسید [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %d8%a2%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%af%d9%82%d9%82-%d8%a8%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%b5%d8%b1%d8%a8%e2%80%8c%d9%87 [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 12:28:46 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 08:58:46 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10214 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) [9] => WP_Post Object ( [ID] => 10210 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-11 12:26:10 [post_date_gmt] => 2018-12-11 08:56:10 [post_content] =>به گزارش الأمه:
ابتدا آقای تسخیری وابسته فرهنگی ضمن خوشامدگویی به حاضرین با عنایت به روز جهانی مبارزه با خشونت ، مطلبی در مورد مضامین انسانی و دعوت به محبت و مدارا و نفی خشونت در اشعار کلاسیک شعرای نامدار ایران برای حاضرین ارائه نمود . سپس آقای صالحی نیا ضمن خوشامدگویی ، از حضور خانم ها و آقایان تشکر نمود و از آن ها درخواست کرد مطالب خود را ارائه نمایند .
سپس نشست با صحبت کردن حاضرین به زبان فارسی ادامه یافت و طبق روال معمول هر کدام از دوستداران زبان فارسی قطعات ادبی ، شعر ، خاطره و مطالب متنوعی که آماده کرده بودند را ارائه نمودند. یکی از حاضرین پیشنهاد داد علاوه بر مطالبی که حاضرین آماده می کنند و در نشست می خوانند ، بخشی از نشست به گفتگوی جمعی در مورد یک مطلب مشخص اختصاص داده شود که مورد استقبال قرار گرفت و مقرر شد از نشست آینده این طرح عملی شود .
در پایان آقای صالحی نیا ضمن ابراز رضایت از تعامل دوستداران زبان فارسی با صفحه فیسبوک و گروه واتساپ ، از حاضرینی که عضو صفحه یا گروه نیستند ، عضو شوند .

بخش جدید این نشست که پس از پایان نشست اجرا شد ، بازخوانی مطالب حاضرینی که تمایل دارند با خانم غزالی پور استاد اعزامی زبان و ادبیات فارسی بود تا روی تلفظ صحیح و روانخوانی کار کنند .
در این نشست همچنین کودک حاضر در برنامه که زبان فارسی را خوب صحبت می کند ، با اهدای هدیه ای تشویق شد . وی در دوره بحران سوریه به مدت یک سال در ایران مدرسه رفته است ولی علیرغم گذشت چند سال و مراجعه به سوریه همچنان زبان فارسی را خیلی خوب صحبت می کند .
[post_title] => بیست و هفتمین نشست دوستداران زبان فارسی در دمشق [post_excerpt] => [post_status] => publish [comment_status] => open [ping_status] => open [post_password] => [post_name] => %d8%a8%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3 [to_ping] => [pinged] => [post_modified] => 2018-12-11 12:26:40 [post_modified_gmt] => 2018-12-11 08:56:40 [post_content_filtered] => [post_parent] => 0 [guid] => http://alummah.ir/?p=10210 [menu_order] => 0 [post_type] => post [post_mime_type] => [comment_count] => 0 [filter] => raw ) ) [post_count] => 10 [current_post] => -1 [in_the_loop] => [post] => WP_Post Object ( [ID] => 10248 [post_author] => 2 [post_date] => 2018-12-12 14:29:30 [post_date_gmt] => 2018-12-12 10:59:30 [post_content] =>
به گزارش الأمه:
«محمد اکرم ابراهیمی» با نام جهادی «رئوف» یکی از فرماندهان لشکر فاطمیون بود که سال گذشته در سوریه به شهادت رسید. رئوف جانشین تیپ امام رضا(ع) از لشکر فاطمیون که از چند سال پیش به فاطمیون پیوسته و برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) راهی سوریه شده بود. رئوف، جهاد در راه خدا را از سپاه محمد(ص) در افغانستان آغاز کرده بود و تجربه حضور در میادین مبارزه را از افغانستان داشت. او سال 75 به سپاه محمد(ص) پیوست.
تخصص در کار تخریب از مهارتهایی بود که او در آموزشهای نظامیاش در سپاه محمد(ص) آموخت. تا جایی که مدتی این مهارت را به رزمندگان تازه کار آموزش میداد. همانجا هم بود که با سید حکیم آشنا شد و دوستیاش با او ادامه پیدا کرد و تا شهادت ادامه داشت. رئوف بعداً به دعوت ابوحامد و سید حکیم وارد فاطمیون شد و حضور فعالی در این لشکر داشت تا نهایتاً سال گذشته در آذرماه 96 توسط تروریستهای تکفیری در پاکسازی شهر البوکمال در استان دیرالزور سوریه به شهادت رسید. سالروز شهادت این فرمانده خاکی فاطمیون بهانهای برای مرور آن چیزهایی است که از یک زندگی سرتاسر جهادگونهاش روایت شده است:
مانند اسم جهادیاش واقعا رئوف بود
غلامعلی فصیحی همرزم این شهید و از اعضای لشکر فاطمیون در گفتگو با تسنیم با اشاره به خصوصیات اخلاقی و شخصیتی این شهید میگوید: رئوف خیلی آدم مطمئن، استوار و در جبهه و جنگ مرد محکمی بود. همانطور که اسم جهادیاش رئوف است، در مواقع خاص هم واقعا رئوف بود. یعنی با نیروهایش با مهربانی و عطوفت برخورد میکرد. چند مرحله در عملیاتهای مختلف جان بچههای فاطمیون را با مدیریت و درایت خودش نجات داد. هوش نظامی خوبی داشت. واقعا در عملیاتهایی که شرکت میکرد، همیشه موفقیت آمیز عمل میکرد. یکی دو سال اولی که فاطمیون تشکیل شده بود، رئوف به منطقه نیامد و در عقبه کار حضور داشت. ولی بعد از آنکه به منطقه آمد، خیلی زود در یگانهای زرهی و ادوات کار کرد. این اواخر هم جانشین تیپ امام رضا(ع) در منطقه تدمر بود و در منطقه بوکمال هم به شهادت رسد.
طاهره قنبری، همسر رئوف نیز در گفتگو با تسنیم، از ماجرای آشنایی و ازدواجش با شهید چنین میگوید: دوست دایی من بود که در سپاه محمد(ص) با او دوست شده بود. ما رفته بودیم مشهد. رفتم خانه داییم. حاج رئوف را دیده بودیم. موضوع خواستگاری را به پدرم گفت. پدرم گفت: «هرچه قسمت باشد. بگذارید فکرهایم را بکنم بعد خبر میدهم.» پدرم هم به من گفت: «دخترم هرچه خودت صلاح میدانی همان را بگو. اگر بچه خوبی باشد. این ازدواج منعی ندارد.» دایی من آمد و گفت: «میخواهند رسماً بیایند خواستگاری.» و اینگونه ازدواجمان سر گرفت. در تهران ازدواج کردیم و هشت سال این زندگی مشترک ادامه پیدا کرد.

اولین جلسه هیأت فاطمیون در خانه ما برگزار شد
همسر شهید حاج رئوف هسته اولیه فاطمیون را به خوبی میشناسد و جلسات اولیه و خاطره انگیز این بچهها را به خاطر دارد و در این باره میگوید: هیأت دعای ندبه در روزهای جمعه که به نوبت خانه هر کدام از بچه ها برگزار میشد، را راه انداختند. و در این دورهمیها درباره این اتفاقات سوریه هم صحبت میکردند. اولین جلسه هیأت فاطمیون در خانه ما برگزار شد. حاج توسلی، سید حکیم، فاتح و همه بچههای قدیم سپاه محمد(ص) بودند. از سوریه میگفتند و اینکه اگر ما نرویم و دفاع نکنیم، چه بلایی سر حرم اهل بیت(ع) میآید؟ و تکلیف آینده سوریه چه میشود؟ حاج رئوف با همه اینها دوست بود. ما با هم رفت و آمدهای خانوادگی هم داشتیم و مدت طولانی این دوستی و آشناییها بین افراد ادامه داشت.حاج رئوف هم آمد مشورت کرد و گفت: «میخواهم بروم سوریه.» من هم به خاطر بی بی زینب(س) و اهل بیت(س) گفتم: «باشد عیبی ندارد؛ برو.»
[video width="264" height="148" mp4="http://alummah.ir/wp-content/uploads/2018/12/7fdd259137a9a25198c536d1f5ea84b08989697-144p__42540.mp4"][/video]
همسر شهید محمد اکرم ابراهیمی معتقد است رفتن او به سوریه برای خانواده حل شده بود. اما گاهی دلتنگی هم سراغشان میآمد و در این باره میگوید: یکبار به او گفتم: «من را میخواهی با زینب تنها بگذاری؟ ما چه کنیم؟» گفت: «زینب خدایی دارد.» زینب را خیلی دوست داشت. قبل از اینکه دنیا بیاید، میگفت: «اگر پسر شد اسمش را میگذاریم امیرحسین و اگر دختر شد میگذاریم زینب.» اسم زینب را خیلی دوست داشت. گاهی به او میگفتم: «کمی پیش ما بمان.» میگفت: «من اینجا بنشینم و بچهها در سوریه دست تنها باشند؟» اربعین با هم رفتیم کربلا. چند شب بعد از اینکه آمدیم، ساعت دو نیمه شب خواب دید. وقتی بیدار شد من را صدا کرد و گفت: «خواب دیدم شهید شدهام.» گفتم: «خوش به حالت. شهادت لیاقت میخواهد.»

او از آخرین سفارش همسر شهیدش پیش از عزیمت به سوریه چنین میگوید: موقع رفتن گفت: «خانم! اگر من رفتم و شهید شدم مواظب بچهها باش. بچههایمان را طوری بار بیاور که راه پدرشان را ادامه دهند.» من هم همه تلاشم را میکنم بچهها را طوری تربیت کنم که مثل خود حاج رئوف شوند. او فدایی بی بی زینب(س) شد. من او را به حضرت زینب(س) سپردم.
از کودکی اشتیاق جهاد داشتم
شهید محمد اکرم ابراهیمی یک سال پیش از شهادتش در گفتگو با تسنیم از آشناییاش با زندگی جهادی در ایران و افغانستان اینگونه روایت کرد: در دوران کودکی، پدر من که خودش در جنگهای افغانستان شرکت میکرد و مجاهد بود، با من صحبت کرده و خاطراتش را تعریف میکرد. من هم از کودکی اشتیاق داشتم که در این عرصهها حضور داشته باشم. تا این که روزی یکی به ما گفت مجموعهای هست که آموزش نظامی میدهد و بنای تشکیل سپاه محمد(ص) را برایمان تعریف کرد. از همان آموزش ما وارد تشکیلات سپاه حضرت محمد(ص) شدیم.
همانجا فهمیدیم وظیفه انسان تنها این نیست که متولد شود، بزرگ شود و تشکیل خانواده دهد و در نهایت از دنیا برود. وظیفه انسان این است که اول خود را بشناسد، با شناخت خود، خدا را بشناسد، اعتقاد و ایمان کامل به شناختها داشته باشد، حد و حدود الهی را بشناسد. به حد و کمال انسانیت برسد. به خدا نزدیکتر و خلیفه الله شود. و بعد باید در مقابل کسانی که بر ضد حدود الهی فعالیت میکنند، بایستد. گفتیم باید در میان این رزمندگان حضور داشته باشیم. در درسهای عقیدتی و احکام و عقاید که برای ما تدریس میشد، هدف پیدا شد.
فکر میکنم هدف کلی سپاه محمد(ص) هم همین بود که یک عده نیروی مجاهد و مخلص کنار هم جمع شوند و در مواقع ضروری در عرصه حضور پیدا کنند. الان هم فکر میکنم که فاطمیون تکمیل شده همان نهادهای گذشته ای مثل سپاه محمد(ص) و یگان ابوذر است که روزهایی در جبهههای جنگ ایران حضور داشتند و توسط رزمندگان افغانستانی به صورت خودجوش تشکیل شده بود تا به نیروهای ایران در برابر نیروهای صدام کمک کند. سپاه محمد(ص) در مقابل طالبان میجنگید.»

شیفته سید حکیم شدم
سال 75 وارد سپاه محمد شدم، اما بعد از مدتی به دلیل مشکلات خانوادگی از تشکیلات سپاه محمد(ص) جدا شده بودم و دوباره در سال 1377 به تشکیلات پیوستم. چون از قبل آموزش تخریب دیده بودم، دوباره به همان واحد تخریب رفتم. در آن زمان یک تعداد از بچهها را برای آموزش برده بودند تا یگان تخریب منسجم شود؛ این افراد جدید برای دورههای اولیه آموزشی آورده شده بودند. مسئولین با توجه به شناختی که از من داشتند به من گفتند دوره تخریب را شما باید تدریس کنید.
من شروع کردم و مراحل اولیه و اصطلاحات را برایشان گفتم تا به بخش شناخت مواد منفجره رسیدیم. مواد منفجره را آورده و مشخصات مواد را گفتم. سپس رسیدم به مواد منفجره سیفور؛ این مواد یکی از خصوصیاتش این است که سمی نیست و گاهی میتوان شبیه آدامس آن را جوید. من آن را در دهان گذاشتم و همانگونه که میجویدم و صحبت میکردم ناگهان قورتش دادم. منتها چون این مواد کنار تیانتی قرار گرفته بود، مسموم شده بود و من را به طرز بدی مسموم کرد که دست و سرم سیاه شد. به بهداری رفتم اما کسی خبر نداشت که کجا هستم. از مسیر بهداری که میآمدم، نزدیکیهای آسایشگاه، سیدحکیم مرا دید و با بغض گفت کجا بودی؟ من همه جا را دنبال تو گشتم. چرا خبر ندادی که بهداری میروی؟ زمانیکه من این مهربانی و رفتار را از سید حکیم دیدم شیفته او شدم. سالها با او دوست بودم تا جاییکه با هم صیغه اخوت خواندیم.

دخترم 12 روزه بود که به سوریه رفتم
سید حکیم یکی از اعضای واحد تخریب بود. همه آنجا در کنار هم بودیم و کسی آنجا مسئولیت خاصی نداشت. در یک سطح بودیم. سال 1378 باهم داخل افغانستان بودیم تا 1380 که طالبان سقوط کرد و اکثر بچههای سپاه محمد(ص) برگشتند. آنجا بیشتر در خط مبارزه با طالبان بودیم. شهری به نام طالقان در استان تخار، منطقهای داشت به نام تپه سوخته، من و سید حکیم برای اولین بار آنجا در کنار هم عملیات کردیم.سال 91 بود که شهید ابوحامد با من تماس گرفت و گفت: «باید برویم.» گفتم: «کجا؟» گفت: «سوریه» و سپس شرایطی را گفت و من گفتم: «اگر بخواهی شرایط بگذاری که دیگر جهاد نمیشود.» حدود یک ساعت با هم گفتگو کردیم. من قبول نکردم. او گفت: «من و تو اینگونه به نتیجه نمیرسیم.»
بعد از حدود یک ماه سید حکیم آمد با من صحبت کرد و گفت:«میخواهم به سوریه بروم» من چون مشکلاتی در خانوادهام داشتم نتوانستم بروم. سیدحکیم رفت و من طاقت نمیآوردم. من راضی بودم. دلیل نرفتنم بیشتر خانه و خانوادهام بودند. مدتی گذشت و فرزندم که به دنیا آمد خیالم راحت شد. دخترم 12 روزه بود که به سوریه رفتم. وقتی دخترم به دنیا آمد، سید حکیم تازه از سوریه آمده بود. به سید حکیم گفتم: «سید، من دیگر طاقت نمیآورم، باید بیایم.» به هر حال من هم بار دیگر همرزم بچهها شدم.
[video width="264" height="148" mp4="http://alummah.ir/wp-content/uploads/2018/12/268753b9b9ff3391485c69ea4ca5dab89058395-144p__95900.mp4"][/video]
منبع: تسنیم
به همت واحد بین الملل حسینیه هنر و توسط انتشارات «راه یار»؛
رمان «اسطورههای عشق» منتشر شد/ روایتی از سالهای مبارزه مبارزان عراقی
رئوفِ فاطمیون
رئوف بعداً به دعوت ابوحامد و سید حکیم وارد فاطمیون شد و حضور فعالی در این لشکر داشت تا نهایتاً سال گذشته در آذرماه ۹۶ توسط تروریستهای تکفیری در پاکسازی شهر البوکمال در استان دیرالزور سوریه به شهادت رسید.
دیدار هیات دانشگاه علوم پزشکی تهران با رئیس مرکز مطالعات کربلا
با هماهنگی انجام شده از سوی رایزنی فرهنگی کشورمان در بغداد هیات دانشگاه علوم پزشکی تهران با عبدالامیر قریشی رئیس مرکز مطالعات کربلا وابسته به آستان مقدس امام حسین (ع) دیدار و گفتگو کرد.
روایت انهدام ماشین انتحاری داعش توسط رزمندگان فاطمیون + فیلم
فرورفتن ماشین انتحاری تروریستهای داعش در گِل و انهدام آن توسط رزمندگان فاطمیون یکی از صحنههای حماسی نبرد مقاومت با تروریستهای تکفیری در شهر پالمیراست.
رقابت بینالمللی حافظان قرآن در الازهر
هیئت علمای ارشد الازهر مصر در نظر دارد مسابقهای بینالمللی در سطوح مختلف حفظ قرآن و با حضور حافظانی از گروههای سنی مختلف برگزار کند.
نشست مسوولین فرهنگی ج.ا.ایران در عراق
نشست مسوولان نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مستقر در عراق با حضور نماینده ولی فقیه ، سفیر و رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در عراق و دیگر مسئولین فرهنگی فعال در عراق در نجف اشرف برگزار شد .
گسترش همکاری های علمی دانشگاه صلاح الدین اربیل با دانشگاههای ایرانی
هیاتی از دانشگاه صلاح الدین اربیل به ریاست دکتر جوهر فتاح سعید معاون ریاست این دانشگاه در راستای بازدید از دانشگاههای ایرانی و ایجاد زمینه های مختلف همکاری عازم جمهوری اسلامی ایران شد.
همایش «میان مذهبی» برای مقابله با «تنش های مذهبی» در هند
در حالی که تلاش های دولت هند برای افزایش تنش های مذهبی در این کشور در آستانه انتخابات عمومی،افزایش پیدا کرده،تعدادی از رهبران مسلمان و هندو در همایش تحکیم همکاری های میان مذهبی شرکت کردند.
بانوی مسلمان نیجریهای به بیوههای مسیحی کمک رسانی میکند
حاجیه رحمت التیجانی یک بانوی فعال مدنی و شخصیت مسلمان نیجریه ای در حرکتی به مناسبت کریسمس و تقویت فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز، به بیوه های مسیحی در کلیساهای مختلف غذارسانی می کند.
«آوازهای روسی» احمد مدقق به گوش صربها رسید
آژانس ادبی پل رایت کتاب «آوازهای روسی»، اثر احمد مدقق، نویسنده تجلیل شده در جایزه جلال را به انتشاراتی در صربستان واگذار کرد.
بیست و هفتمین نشست دوستداران زبان فارسی در دمشق
بیست و هفتمین نشست دوستداران زبان فارسی در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سوریه با حضور دوستداران زبان فارسی و فارسی آموزان و آقایان صالحی نیا رایزن فرهنگی ، محمد هادی تسخیری وابسته فرهنگی ، ارمکان و حسن مصری مدرسین زبان فارسی برگزار گردید .






